سرنخ «رخسار» در جدول از واژه های ادبی و پرکاربرد است و معمولاً به چهره، صورت، روی یا گونه اشاره دارد. چون رخسار در شعر و نثر فارسی مترادف های زیادی دارد، پاسخ جدول می تواند کوتاه، ساده یا کاملاً ادبی باشد.
کدام پاسخ را اول امتحان کنیم؟
اگر جدول برای «رخسار» جواب بسیار کوتاه می خواهد، رخ و رو از بهترین گزینه ها هستند. این دو واژه در جدول ها زیاد استفاده می شوند و معنی رخسار را به ساده ترین شکل می رسانند. اگر پاسخ بلندتر باشد، چهره، صورت و سیما را بررسی کنید.
وقتی جدول حال و هوای ادبی داشته باشد، احتمال پاسخ هایی مثل عذار، عارض، خد و لقا بیشتر می شود. این واژه ها ممکن است در گفتار روزمره کمتر استفاده شوند، اما در شعر و جدول های لغوی جایگاه مهمی دارند.
معنی رخسار چیست؟
رخسار به معنی چهره، صورت، روی و گاهی گونه است. این واژه در زبان فارسی بیشتر رنگ ادبی دارد و در شعر برای توصیف زیبایی چهره، سرخی گونه، روشنی صورت یا حال و حالت فرد به کار می رود. وقتی شاعر از رخسار سخن می گوید، معمولاً منظور فقط صورت فیزیکی نیست؛ بلکه جلوه، زیبایی و حالت چهره هم همراه آن است.
در جدول، طراح معمولاً همین معنی گسترده را به یک واژه کوتاه تبدیل می کند. به همین دلیل ممکن است «رخسار» به «رخ» یا «رو» کاهش پیدا کند، یا با واژه هایی مانند «سیما» و «چهره» پاسخ داده شود.
رخ، رو، روی و چهره
«رخ» یکی از فشرده ترین و رایج ترین پاسخ ها برای رخسار است. این واژه هم در زبان ادبی و هم در جدول کاربرد زیادی دارد. «رو» و «روی» هم معنی نزدیک دارند و به چهره یا سمت بیرونی صورت اشاره می کنند. تفاوتشان بیشتر در طول و کاربرد جدولی است.
«چهره» معادل روشن و مستقیم رخسار است. اگر جدول پاسخ ساده تر و روزمره تر بخواهد، چهره گزینه طبیعی است. در بعضی جدول ها «صورت» نیز دقیقاً همین جایگاه را دارد و به جای رخسار می نشیند.
سیما، وجه و دیدار
«سیما» واژه ای رسمی تر و ادبی تر برای چهره است. این کلمه علاوه بر صورت، گاهی به ظاهر و نمای کلی هم اشاره می کند؛ مثلاً «سیمای شهر» یعنی چهره یا نمای شهر. در جدول، سیما یکی از پاسخ های خوب برای رخسار است.
«وجه» در برخی کاربردها به معنی صورت و چهره می آید. «دیدار» هم در متون ادبی می تواند به چهره و روی اشاره کند، هرچند در فارسی امروز بیشتر به معنای ملاقات شناخته می شود. اگر حروف جدول با پاسخ های اصلی سازگار نبود، این دو را هم بررسی کنید.
راهنمای سریع انتخاب
برای جواب کوتاه: رخ و رو. برای جواب ساده: چهره و صورت. برای جواب رسمی یا ادبی: سیما، عذار، عارض و لقا. برای معنی گونه: خد و عارض.
عذار، عارض، خد و لقا
«عذار» و «عارض» از واژه های ادبی مربوط به رخسار و گونه اند. در شعر فارسی، این دو برای توصیف صورت محبوب، گونه، خط چهره یا زیبایی رخ به کار رفته اند. اگر جدول واژه ای ادبی بخواهد، عذار و عارض گزینه های بسیار مهمی هستند.
«خد» نیز به معنی گونه است و چون کوتاه است، برای جدول جذابیت زیادی دارد. «لقا» هم به چهره و دیدار اشاره می کند و در ترکیب های ادبی مثل «حسن لقا» دیده می شود. این پاسخ ها برای حل کننده هایی که دنبال معادل روزمره می گردند، شاید دور از ذهن باشند، اما در جدول نباید فراموش شوند.
اشتباه های رایج در این سرنخ
- فقط نوشتن چهره: چهره درست است، اما رخ، رو، سیما و عذار هم بسیار رایج اند.
- نادیده گرفتن پاسخ های کوتاه: رخ، رو و خد در جدول های فشرده زیاد دیده می شوند.
- فراموش کردن معنای ادبی: رخسار واژه ای ادبی است؛ پس عذار، عارض و لقا را هم بررسی کنید.
- اشتباه با رخداد: «رخ» در اینجا به صورت و چهره مربوط است، نه اتفاق افتادن.
پاسخ فوری
برای «رخسار در جدول»، اگر پاسخ کوتاه است رخ یا رو را بنویسید. اگر جواب آشناتر می خواهد، چهره، صورت یا سیما مناسب است. برای فضای ادبی، عذار، عارض، خد، لقا و رخساره را بررسی کنید.
جمع بندی
جواب «رخسار در جدول» بسته به تعداد خانه ها می تواند رخ، رو، چهره، صورت، سیما، عذار، عارض، خد، لقا، وجه، دیدار یا رخساره باشد. رخسار یعنی چهره و روی، اما در جدول به دلیل ادبی بودن واژه، پاسخ های کلاسیک و کوتاه هم بسیار محتمل هستند.