لقب شاعر در شعر در جدول

6 دقیقه مطالعه

لقب شاعر در شعر در جدول

جواب رایج لقب شاعر در شعر در جدول «تخلص» است. تخلص همان نام شعری یا لقب ادبی شاعر است که معمولاً در بیت پایانی غزل یا قصیده می‌آید؛ مثل حافظ، سعدی، شهریار یا سایه.

در جدول کلمات متقاطع، وقتی سرنخ می‌گوید «لقب شاعر در شعر» یا «نام شاعر در شعر»، منظور معمولاً نام واقعی شاعر نیست؛ بلکه نامی است که شاعر برای هویت شعری خود برمی‌گزیند و در شعرش می‌آورد. این نام در ادبیات فارسی تخلص نام دارد و یکی از اصطلاحات مهم شعر کلاسیک است.

پاسخ اصلی: تخلص تعداد حروف: ۴ معنی: نام شعری جای رایج: مقطع غزل نمونه: حافظ، سعدی، سایه
تخلص

تخلص معمولاً در پایان شعر مثل یک امضای هنری ظاهر می‌شود. شاعر با آوردن آن، هم شعر را به خود نسبت می‌دهد و هم گاهی با خودش گفت‌وگو می‌کند یا پیام پایانی شعر را پررنگ‌تر می‌سازد.

پاسخ اصلی چیست؟

پاسخ اصلی این سرنخ تخلص است. این کلمه چهار حرف دارد و در جدول‌های فارسی برای «لقب شاعر در شعر»، «نام شعری شاعر»، «نام مستعار شاعر» و گاهی «اسم شاعرانه» به کار می‌رود. اگر جدول شما چهار خانه دارد و حروف تقاطعی با «ت خ ل ص» هماهنگ است، جواب تقریباً قطعی است.

تخلص برای بسیاری از شاعران از نام شناسنامه‌ای مشهورتر شده است. برای نمونه، بیشتر ما شمس‌الدین محمد شیرازی را با «حافظ» می‌شناسیم و مصلح‌الدین شیرازی را با «سعدی». این نام‌ها فقط لقب ساده نیستند؛ بخشی از هویت ادبی شاعرند و در خود شعرها هم حضور پیدا می‌کنند.

تخلص یعنی چه؟

تخلص در معنای مورد نظر این سرنخ، نامی است که شاعر برای خود برمی‌گزیند و آن را در شعرش می‌آورد. این نام می‌تواند برگرفته از نام شخصی، شهر، صفت، حال‌وهوای روحی، شغل، باور، استاد، پادشاه یا حتی تجربه زندگی شاعر باشد. گاهی تخلص به‌مرور جای نام اصلی شاعر را می‌گیرد و مردم شاعر را بیشتر با همان نام می‌شناسند.

در غزل فارسی، تخلص معمولاً در بیت پایانی یا نزدیک پایان شعر می‌آید. بیت پایانی غزل «مقطع» نام دارد و شاعر در آن می‌تواند خود را خطاب کند، از حال خود بگوید، به معشوق اشاره کند یا جمع‌بندی شاعرانه‌ای ارائه دهد. آوردن تخلص در این بخش هم نشانه مالکیت شعری است و هم ابزار هنری.

جواب‌های نزدیک و تفاوت آن‌ها

تخلص پاسخ اصلی و دقیق؛ نام شعری یا لقب شاعر در خود شعر.
نام شعری توضیح ساده تخلص؛ اگر جدول عبارت‌پذیر باشد می‌تواند معنای سرنخ را روشن کند.
لقب واژه عمومی‌تر؛ هر لقب شعری الزاماً در جایگاه تخلص به کار نمی‌رود.
نام مستعار معنای نزدیک، اما در ادبیات فارسی برای شاعر معمولاً «تخلص» دقیق‌تر است.

نکته حل جدول: اگر سرنخ به شاعر و شعر اشاره دارد، «تخلص» را از «لقب عمومی» جدا کنید. لقب می‌تواند بیرون از شعر هم باشد، اما تخلص نامی است که شاعر در شعر به کار می‌برد.

نمونه‌های معروف تخلص

حافظتخلص خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی و یکی از مشهورترین نام‌های شعری فارسی.
سعدیتخلص مصلح‌الدین شیرازی که در غزل‌ها، بوستان و گلستان او شناخته شده است.
شهریارتخلص سید محمدحسین بهجت تبریزی، شاعر نامدار معاصر.
سایهتخلص هوشنگ ابتهاج و نمونه‌ای آشنا از نام شعری در شعر معاصر.
امیدنام شعری مهدی اخوان ثالث که در شعر معاصر فارسی شناخته می‌شود.

تخلص در شعر چه کاری انجام می‌دهد؟

تخلص فقط یک برچسب نیست. شاعر با تخلص، در شعر حضور پیدا می‌کند؛ گاهی خود را نصیحت می‌کند، گاهی از خود شکایت می‌کند، گاهی با معشوق یا مخاطب سخن می‌گوید و گاهی به شعرش مهر نهایی می‌زند. به همین دلیل، بیت دارای تخلص در بسیاری از غزل‌ها لحظه‌ای مهم و به‌یادماندنی است.

در گذشته، آوردن تخلص به شناخته شدن شاعر و جدا شدن شعر او از شعر دیگران هم کمک می‌کرد. وقتی دیوان‌ها دست‌نویس بودند و شعرها میان مردم نقل می‌شد، نام شعری در دل شعر می‌توانست نشانه‌ای برای انتساب شعر باشد. البته همیشه هم مانع خطا نمی‌شد، اما نقش هویتی مهمی داشت.

تفاوت تخلص با حسن تخلص

واژه تخلص در ادبیات فارسی یک معنی دیگر هم دارد. در بحث قصیده، «حسن تخلص» به هنرمندی شاعر در گذر از مقدمه شعر به موضوع اصلی گفته می‌شود. مثلاً شاعر از وصف بهار یا معشوق شروع می‌کند و سپس به مدح، پند یا موضوع اصلی می‌رسد. این معنی با «نام شعری شاعر» متفاوت است.

اما در عنوان «لقب شاعر در شعر در جدول»، منظور آن معنی فنیِ گذر در قصیده نیست. اینجا سرنخ به نام شاعرانه‌ای اشاره دارد که شاعر در شعر می‌آورد. پس جواب درست همان «تخلص» است، نه «حسن تخلص» یا اصطلاحات مربوط به ساختار قصیده.

راه حفظ سریع

اگر سرنخ جدول می‌گوید «لقب شاعر در شعر»، آن را مثل امضای شاعر در پایان غزل تصور کنید. این امضای شاعرانه همان «تخلص» است.

چطور در جدول مطمئن شویم؟

تعداد خانه‌ها را بشمارید؛ تخلص چهار حرف دارد.
حروف تقاطعی را با الگوی «ت خ ل ص» بسنجید.
اگر سرنخ «نام شعری»، «لقب شاعر» یا «نام شاعر در شعر» بود، تخلص را اول امتحان کنید.
اگر سرنخ درباره «گذار از مقدمه قصیده» بود، معنی دیگر تخلص مطرح است، اما پاسخ کوتاه همچنان ممکن است «تخلص» باشد.
اگر طراح نام یک شاعر خاص را خواسته، به تخلص او فکر کنید؛ مثل حافظ، سعدی یا شهریار.

اشتباه‌های رایج

اشتباه اول این است که «لقب شاعر» را با لقب‌های عمومی مثل «لسان‌الغیب»، «شیخ اجل» یا «استاد سخن» یکی بگیریم. این لقب‌ها مشهورند، اما تخلص الزاماً همان لقب عمومی نیست. «حافظ» تخلص شاعر است و «لسان‌الغیب» لقب مشهور اوست. برای سعدی هم «سعدی» تخلص است و «شیخ اجل» لقب او.

اشتباه دوم، نوشتن «شاعر» یا «ناظم» به جای تخلص است. ناظم یعنی شعرگو یا کسی که نظم می‌سراید، اما لقب شاعر در شعر نیست. اگر سرنخ به خود شاعر اشاره داشت، ناظم ممکن است مطرح شود؛ ولی اگر می‌گوید لقب شاعر در شعر، پاسخ دقیق تخلص است.

پاسخ نهایی

برای پرسش لقب شاعر در شعر در جدول، پاسخ نهایی تخلص است. این واژه چهار حرف دارد و به نام شعری یا لقب ادبی شاعر گفته می‌شود که معمولاً در خود شعر، به‌ویژه در پایان غزل، می‌آید.

پس اگر با این سرنخ روبه‌رو شدید، ابتدا «تخلص» را امتحان کنید. اگر جدول درباره یک شاعر خاص پرسیده باشد، تخلص همان شاعر را در نظر بگیرید؛ و اگر بحث درباره لقب‌های مشهور باشد، میان تخلص و لقب عمومی تفاوت بگذارید.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.